حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
88
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
بزرگان آل على از جمله امام جعفر صادق را بخلافت دعوت نمايند . امام ششم شيعيان زير اين بار نرفت و بزرگان ديگر خاندان خود را هم از قبول اين تكليف منع كرد و نقشهء ابو سلمه و ابو مسلم علنى و معلوم سفاح گرديد . چون سفاح به علت قدرت ابو مسلم و دورى او نميتوانست دشمنى خود را نسبت بقائد سپاه خراسان ظاهر سازد ابو سلمه را ابتدا محبوس سپس مقتول نمود و خالد برمكى از خراسانيان سپاه ابو مسلم را بجاى او بوزيرى اختيار كرد . از تاريخ رسيدن بنى عباس بخلافت پيروان آل على كينهء آل مروان را كه انقراض يافته بودند فراموش نموده مدّعى بنى عباس شدند و در مقابل ايشان كه بشيعهء آل عباس شهرت داشتند لقب شيعهء علويّه بر خود نهادند و گفتند كه خلافت حقّ آل على است و بنى عباس در اين مقام مانند امويان غاصبند به همين قصد هرچند روز بزرگى از علويان بر بنى عباس قيام ميكرد امّا غالبا بدست ايشان خود و اتباعش نابود ميشدند تنها از اين ميان دو سلسله يكى در ايران ديگرى در مغرب اوّلى بنام علويان گيلان و طبرستان و دوّمى باسم فاطميّون به اين عنوان چندى امارت و خلافت يافتند و در مقابل خلفاى عباسى چند سالى قد رقابت علم كردند . خلافت ابو جعفر منصور ( 136 - 158 ) بعد از فوت سفّاح برادرش ابو جعفر منصور جاى او را گرفت و او چند صفت بارز داشت كه در نتيجهء غلبهء همانها بر مزاجش در تمام دورهء خلافت گرفتار بود : اوّل كينه نسبت بآل على ، دوّم كينه نسبت بابو مسلم خراسانى ، سوّم محبت فوق العاده بپسرش محمّد ، چهارم امساك و بخل فوق العاده در خرج كه به همين علّت او را دوانيقى لقب دادهاند يعنى كسى كه دانهدانه خرج مىكند . منصور پس از رسيدن بخلافت بلافاصله مصمّم قتل ابو مسلم شد و از قديم ميان